ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

کلارک هال

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
نوشته شده توسط  | منتشرشده در: بزرگان روانشناسی

هال یک نظریه ی جامع از یادگیری براساس این بحث که (رفتار) می تواند موشکافانه در یک وضعیت منظم ازمایش بشود توسعه بخشید .

 

 

والدین کلارک هال در پانزده سالگی با هم ازدواج کردند . پدر او یک مرد بزرگی با خلق و خوی خشن در حالیکه مادرش زن خجالتی بود ولی کسی بود که به پدر او در خواندن و نوشتن بعد ازاینکه انها با هم ازدواج کردند کمک نمود .

او فرزند دوم خاناده در کلبه ی چوبی در دهکده ی نزدیک به اکرون نیویورک بدنیا امد .

وقتی وی 3یا 4 ساله بود خانواده به میشیگان رفتند واو و برادرش در شرایط سخت و دشواری با صرف وقت زیاد در کار در مزرعه ی پرورش پیدا کرند و بزرگ شدند او تحصیل خود را در یک مدرسه ی خانگی در دهکده کوچک سیکلس اغاز کرد تحصیلات او بار ها به خاطرکار های سخت در مزرعه متوقف شد در هفده سالگی در امتحان معلمی موفق شد و برای او فرصتی فراهم کرد به عنوان معلم در یک مدرسه محلی کوچک شروع به کار کند .

او حدود یک سال به این کار مشغول شد تا زمانی که یک بحران مذهبی را تجربه کرد . تجربه معلمی با فقدان ایمان همراه شد افزایش خود اگاهی از فقدان نسبی درک مجموعه موضوعات سبب برانگیختگی تصمیم او برای پیگیری اموزش در گیر شد دبیرستان کالج الما منجر شد .

در طی اقامت در انجا مراسم فارغ التحصیلی همراه با شام اختصاص پی گیر شد بعد از اینکه چند تن از پرسنل و دانشجویان از شیوع بیماری تب تیفوئید که به وسیله ی غذای الوده فوت شدند هال به سختی بیمار شد و تب شدید دوره ای برای ا و فراموشی به همراه داشت که در بقیه زندگی او ادامه پیدا کرد . بعد از یک سال به عنوان دانشجو با طرحی برای پیگیری شغل مهندسی معدن در طول ازمایش به کالج الما بازگشت .

او موفق شد که در معادن مینه سوتا کار کند اما با شیوع فلج مواجعه شد و پاهایش او فلج گشت بنابراین در سن بیست و چهارسالگی پیگیری طرحش را در مهندسی معدن رها کرد سپس به مزرعه ی خانوادگی اش جهت دوره طولانی بهبود ازبیماری بازگشت در طول دوره ی نقاهت تصمیم گرفت طرحش را جستوجو کند این موضوعات با توانایی های مهندسی و کنجکاوی های عقلانی اش در خصوص مضوعات مذهبی و فلسفی ترکیب شده بود .

روان شناسی در ان دوره سرو صدای نوید بخشی به راه انداخته بود بنابراین او زمان خوبی را صرف خواندن کتاب اصول روان شناسی ویلیام جیمز کرد کتابی که قطر ان چهارصد صفحه بود بخش های بزرگ کتاب توسط مادرش برای او خوانده می شد برای اینکه دید او ضعیف شده بود و نمی توانست کتاب بخواند بعد از بهبود او به یک دوره از تدریس بازگشت وسپس در دانشگاه میشگان در 1913 در روان شناسی تحصیل کرد .

در دوره ی دانشجویی به طور خاص تحت تاثیر روان شناسی تجربی والتر بیلبوری یکی از دانشجویان برجسته تیچنر و جی اف شپرد قرار داشت او تشویق شد که تلاش منطقی برای بکارگیری توانایی مهندسی اش در طراحی و ساخت ماشیم منطقی داشته باشد .

در ان دوره عقیده بران بود که نظریه های واتسون در رفتارگرایی ازدرسهای دانشجویان دوره لیسانس رانشناسی باشد و دانشجویان باید ان را بگذرانند و هال با این دستیار ژوزف ژاسته در دانشگاه ویسکانسین استخدام شد .

کار خود را در دکترا در خصوص چطور مردم مفاهیم را کسب می کند و رشد می دهند اغاز کرد در سال 1981 فارغ التحصیل شد و حدود 10 سال در ویسکانسین باقی ماند در طول این دوره علایق او به روانشناسی گشتالت از طریق بحث ژوزف گن گیرایی که دانش اموخته ویسکانسین بود توسعه پیدا کرد او نیز مانند هال یک مهندس توانمند و یک تجربه گرای نابغه بود .

به دنبال کوشش های زیاد هال توانست کورت کوفکا را که یکی از بنیانگذاران روانشناسی گشتالت بود به مدت 1 سال به ویسکانسین بیاورد وقتی ترجمه انگلیسی کتاب بازتاب شرطی پائولف در 1927 در دسترس قرار گرفت هال جزئیات ان را مطالعه کرد و یک ماشین برای بازتاب شرطی اختراع نمود . در1929 در سن چهل و پنج سالگی به دانشگاه بل رفت جایی که بقیه عمر حرفه ای خودرا در انجا سپری نمود گرچه هال را اساسا با کارهایش در خصوص رشد نظریه ریاضی یادگیری میشناسند او یک دهه از دوره ی اکادمیک خود را صرف مطالعه ی هیپنوتیزم وتلقین پذیری کرد . علاقه ی او بعد ها زمانی که مکلف شد به دانشجویان پزشکی در ویسکانسین یک دوره روانشناسی را که شامل درمان با هیپنوتیسم بود تدریس کند اغاز شد . او کتاب خود را تحت عنوان هیپنوتیزم و تلقین پذیری در سال 1933 منتشر نمود به بعضی از جنبه های درک اصلی رفتار پرداخت قبل از ورود هال به مباحث هیپنوتیزم خیلی ازپژوهش ها بر این موضوع متمرکز شده بود ماهیت <<خلسه>> در هیپنوتیزم چیست .

البته هال علاقه نداشت که در باره ی خلسه که چه چیزی هست یا نیست اندیشه کند درعوض او درباره ی استفاده ی از ماشین های مختلف برای ثبت تغیرات فیزیولوژیکی که در مرحله ی خلسه هیپنوتیزم همراه است تلاش میکرد . این گرایش دو اقدام اساسی برای استفاده ی عینی روش های تجربی برای جمع اوری اطلاعات روانشناختی و تاثیر مطالعه از نظریه پائولف را منعکس می کند برای اینکه او متوجه شد حالت هیپنوتیک یک عادت اموخته شده ی ناهشیار است که در بازتاب شرطی پائولف مطرح می شود . کارکنان مدرسه پزشکی بل توجه خاصی به فعالیت های علمی بل داشتند .

در ان زمان یک فضای رازگونه ای در خصوص ماهیت هیپنوتبزم حکم شده بود و ان را یک تکنیک خطرناک و ناشناخته می دانستند این جو برای هال فشار زا بود پژوهش او در این حوضه به اتمام رسید در نتیجه توجه به تحلیل یادگیری تغییر کرد .

وی معتقد بود رفتار نتیجه تعامل با ثبات بین موجود زنده و محیط شی میباشد و از دو مفهوم یادگیری و انگیزه در نظم قواعدی که هر موجود زنده برطبق ان رفتار می کند استفاده کرد اختصاصا وی مفهوم بازتاب شرطی را براتی فراهم کردن توانایی ماشین برای یادگیری به حساب می اورد. او عادت داشت مفهوم سائق را توضیح دهد چرا رخ می دهد چرا و چه وقت یادگیری انجام می شود .

گرچه هال با رفتارگرا ها همدلی داشت و اختصاصا روش درون نگری واتسون که موافق عینیت بخشی بیشتر ان بود را مردود می شناخت روش های تجربی پژوهشی کمتر ثابت میکرد چیزی که وی در نظر گرفته بود به عنوان طرفدار متعصب به وسیله ی تعدادی از حمایت کنندگان رفتار گرایی پذیرفته شده بود . بعضی از این شور و اشتیاق ها بر خلاف بحث های مطرح ان زمان بود و هال احساس کرد که یکی از تلاش رفتارگراها دادن پاسخ رضایت بخشی به تعدادی از انتقاد ها که به وسیله ی مکتب گشتالت به انها وارد شده بود می باشد نداشتند .

برای مثال روان شناس گشتالت و لفگانگ کهلر شواهدی را انتشار داد که در ان پیشنهاد کرد که حیوانات توانایی یادگیری ارتباطات بین محرک به جای فقط ارتباطات بین یک محرک و یک پاسخ را دارند . کهلر نتیجه گرفت که حیوانات توانایی خلق بعضی انواع پاسخ ذهنی از دو محرک و شکل دهی یک ارتباط بین انهارا دارند او معتقد بود که روانشناسان گشتالت صحیح می گویند اما رفتار گراها زیاد در نظریه خود اغراق میکردند و به طور نا کارامد به اینکه انها توانستند حقایقی درباره ی رفتار حیوانات ارائه کنند تاکید داشتند .

هر فرضیه ی منطقی باید تحت شرایط ازمایش ازمون شود اگر شواهد طرح تحقیق باید به وسیله ی برتری ارتباطات چمنطقی بین بخش های مختلف ان نظریه حمایت شود پس نظریه به عنوان کل حمایت شده است اگر شواهد قانون علمی مورد نظر را حمایت کند پس نظریه به عنوان کل ضعیف است هال از این گرایش کلی برای توسعه ی نظریه یادگیری استفاده کرد هال استفاده فراگیراز مفاهیم ریاضی و منطقی به منظور اول قبولاندن ساختار منطقی بین فرضیه های اساسی مطرح شده و دوم برای مطمئن ساختن فرمول هایی که به طور منطقی بدست امده اند را به وجود اورد .

استفاده او از مفاهیم ریاضی و منطقی اغلب انتقاد هایی که نظریه او برای مفاهیم انتزاعی نا مناسب به نظر می رسیده است را بدنیال داشته به هرحال گرایش او به وسیله این عقیده پرهیجان که به طور ذهنی منبع خیلی تعارضها و درماندگی انسان است برانگیخته شده بود روش های موشکافانه پژوهشی نیاز دارند با بهترین نوع از دلایل علمی ترکیب شوند و بحثی که او داشت بر اساس ریاضی و منطق استوار بود .

گرایش هال ریشه در بحث دانشگاهی او در یادگیری طوطی وار یا یادگیری فقط به وسیله ی تکرار محض ان در طول تابستان 1931 دارد .

ویلیام لپلی دانشجوی لیسانس در کالج ایالتی پنسیلوانیا شروع یک دوره کوچک از یادگیری طوطی وار را که به پیشنهاد هال صورت گرفت اغاز نمود فرضیه های معینی از یادگیری طوطی وار که به وسیله کریستین ون ابینگهاووس مطرح شده بود که به نظر میرسید مشابه باشد با بعضی از جنبه های نظری بازتاب شرطی پائولف را تکرار کرد .

ابینگهاووس تعدادی از مطالعات کلاسیک حافظه و فراموشی در تعدادی از افراد که باید فهرستی از لغات را یاد می گرفتند و سپس به یاد می اوردند از طریق نظم زنجیروار مشابه رهبری کرد .

لپلی این نوع از یادگیری زنجیروار را پیشنهاد کرد یاداوری زنجیر وار می توانست به عنوان نتیجه پاسخ شرطی به یک سری محرک به حساب اید . هال این عقیده را در یک مقاله تحت عنوان بن بست روان شناسان یادگیری _یک راه خروج در سال 1935 مطرح کرد در این مقاله او به مدل نظر ی سیستم کوچک یادگیری طوطی وار که به طور منطقی در بازده قانون مشتق شد اشاره می کند .

کتاب سیستم رفتار 1952 بلافاصله بعد از فوت وی چاپ شد و نظریه او از 17 اصل به 130 اصل رشد پیدا کرد . هسته ی مدل ریاضی هال از یادگیری اظهار می کند که بین دو عنصر در هر رفتار عادت و رانش رایطه وجود دارد قدرت عادت به علت همراه بودن یادگیری است همان گونه که نشان داده شده قدرت تداعی بین محرک (مانند صدای زنگ) و یک پاسخ مانند ترشح بزاق استفاده ی یک تقویت کننده (مانند غذا ) می باشد . سائق بخش انگیزشی نظریه هال هست قدرت سائق تمایل به افزایش میزان زمان که سپری شده از اخرین تقویت کننده دارد .

برای مثال طولانی تر که دوره زمانی که سپری شده تا یک حیوان چیزی را خورده است .سائق خوردن مجدد طولانی تر خواهد بود با استفاده از این عناصر هال فرمول اساسی SE=D. (sHr) توسعه داد جایی که نشان می دهد sEr ظرفیت تهییج پذیری است مفهومی که این فرمول بیان می کند این است که تمایل برای موجود زنده یک پاسخ را می سازد هال اوا نامید این را ظرفیت تهییج نامید بعدا ان را به ظرفیت واکنشی بازبینی می کند بستگی به قدرت عادت اکتساب از طریق یادگیری و سطح عمل سائق در زمان یک رفتار خاصی اجرا شده دارد اگر کسی بخواهد که این عبارت فوق را به یک پیش بینی تجربی ترجمه کند این قانون اظهار می کند که یک موش گرسنه یادگرفته از طریق عبور از ماز سریع تر خواهد دوید از یک موشی که از نظر اشنایی با همان ماز با او برابر است اما این موش دوم اخیرا خوردن را به پایان برده است هال استفاده جامع و گسترده از شواهد و فرمول در شیوه اش گذاشت گرچه هیچکدام از ان معنای ریاضی نداشت لذا انها برچسب های توصیفی داشتند . به عنوان مثال نشانه ها یا فرمول ها که عادت داشت استفاده کند مانند SER به منظور به یاد اوردن خواننده است که از چیزی که به تداعی اطلاق می شود (در مورد یک عادت )
بین محرک اختصاصی و پاسخ اختصاصی .

یکی از تاثیرات عمده و اصلی فرمول هال در قانون شبکه تشکیلات عادت عبارت است این فرمول :SHR=1-10 این قانون بیان میکند که قدرت عادت می تواند بین یک حداقل (0) و یک حداکثر (1) متفاوت و اینکه با تقویت کننده عادت به طور منظم با حداکثر قدرت افزایش پیدا می کند .

یکی از نقاط قوت اصلی گرایش هال در خصوص یک نظریه ساختمان است ان که هر قسمت از نظریه به طور منطقی و شفاف متصل با قسمت های دیگر ان متصل هستند باشد .

وقتی یک نظریه به عنوان تولید کننده قانون به حساب می اید می تواند به طور عینی ازمون شود و به طور منطقی مورد ارزیابی قرار بگیرد البته مانند یک فعالیت شدید بدنی یک نظریه درون خودش نیز یک تخریب هایی را دارا می باشد در اینجا کسی میتواند بپرسد که یک نظریه طراحی شده به منظور پیشرفت درک و راهنمایی ما از نظریه های بهتر تخریب بشود بنابراین نظریه هال دو جنبه قابل احترام و قابل ملاحضه وجود دارد اول اینکه جذب تعداد متعدد علاقه به خاطر انجام منطقی و شفافیت نظریه اش است شده بود . به عنوان مثال در طول سالهای 50_1941 , 40 درصد از مطالعات منتشر شده در مجله روانشناسی تجربی و مجله روان شناسی فیزیولوژی وتطبیقی به هال اختصاص دارد . دوم تعدادی از پیش بینی های بدست امده از نظریه هال به وسیله شواهد ازمایشگاهی خو _طراحی شده حمایت شده بود لذا بعضی از فرضیه ها مطمئنا با همان دقت اثبات شده است به عنوان مثال یکی از پیش بینی ها که یک فرد می تواند از فرمول sEr=D .(sHr) حدس بزندد این است که یک موجود زنده هیچ چیزی را انجام نمی دهد اگر سائق (D) یا قدرت عادت sHrصفر باشد برای اینکه ضرب هر ارزش به به وسیله صفر پاسخ صفر می دهد . فرض کنید که شما واقعا خیلی گرسنه هستید (D دارای یک ارزش بالا است ). بعضی افرادی که تو میشناسی به تو می گویند که انها به تو غذا خواهند داد اگر تو برای انها بعضی کارهارا انجام دهی اما وقتی تو این کارا را انجام دادی و غذایی داده نشد ( این یک مقدار غذای در دسترس نبود )sHr یک ارزش صفر دارد برای اینکه تداعی بین اظهار کلامی و بدست اوردن غذا (پاسخ ) وجود ندارد . بنابراین تو گرسنه ای و دیگر برای انها کار نمی کنی چون یادگرفتی که انها هرگز به تو غذا نخواهند داد . گرچه تعدادی از پیش بینی های لازم از طریق نظریه ریاضی هال کاهش پیدا کرده و به وسیله مطالعات تجربی حمایت نمی شود نفوذ او با این وجود خیلی قابل ملاحضه بود و این تلاش بخشی از کوشش های بزرگ کنت اسپنس لحاظ شده است اسپنس دکترای خودش در دانشگاه یل در 1933 کامل کرد و یک ارتباط نزدیک فکری با هال داشت اول اینکه با هال اشنا شد و مشابهت هایی که در تلاش علمی با وی داشت ثبت نمود .

بعد از مرگ هال اسپنس نظریه هال رابه وسیله ی نظارتی که بر تغییرات مورد نیاز با شواهد تجربی در نظریه او ایجاد کرده بود رشد داد و فرصتهایی برای بکارگرفتن عقاید مشترک به عنوان یک مهندس مسائل عملی ماهیت و طبیعت روان شناسی کشف کرد . نتیجه تلاش های او منجر به این شد که نظریه یادگیری هال _اسپنس به وجود اید . شواهد واضح از نفوذ هال می توان در درمان رفتاری یافت شود . یک اصطلاح همگانی که به روش های روان درمانی اطلاق می شود که از اصول یادگیری برای کنترل و بهبود رفتار های ناخواسته یا نا سازگارانه پیروی می کنند این درمان ها بر اساس این عقیده است که اغلب بیمار های روان شناختی به علت یادگیری رفتار های نا سازگارانه بوجود می ایند و این بیماران می توانند به وسیله ی کمک های حرفه ای رفتاری درمان بشوند .

بیشتر نفوذ عملی عقاید هال در ریشه های مفهومی در نظر هال از سائق و عقیده فروید از ان وجود دارد گرچه فروید و هال بر این عقیده باور دارند که تئوری های مختلف رفتار را تحریف می کنند دانشجویان هال جان دالارد و نیل خیلی در فرمول بندی گرایش در همان ارزش های فکری هر دو دانشمند موثر بودند . کار دالارد و میلر به طور مختصر در فرضیه ناکامی _پرخاشگری در ساده ترین شکل این فرضیه ارائه شده این فرضیه بیان می کند که رفتار پرخاشگرانه همبشه به وسیله ناکامی بوجود می اید ناکامی یک پیش شرطی برای پرخاشگری _یک نوع جدی از این نوع فرضیه ها بیان می کند که ناکامی همیشه به پرخاشگری منجر میشود برای اینکه پرخاشگری فقط راهی برای کاهش ناکامی فرود خورده شده می باشد . میلر اختصاصا نفوذ در ارتقاءکاربرد نظریه اش در زمینه های درمانی صاحب نفوذ بود و ماهرانه به یک موقعیت درمان های روان شناختی به عنوان راه هایی که اجازه می دهد مردم رفتار های اجتماعی فردی نا سازگاری یاد نگرفته شده بپردازد پرداخت و کمک کرد تا انها به کسب روال های جایگزین موثر تر زندگی اقدام کنند شواهد غیر مستقیم برای نفوذ وسیع تر هال می تواند در عقاید اندرسون مشخص می شود کسی که به طور اختصاصی به نظریه رسمی یادگیری پرداخت که یادگیری می تواند درون یک کامپیوتر منظم با پیروی از سنت هال برنامه ریزی شود .

بازدید 23 بار