ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

جیمز رولند انجل

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
نوشته شده توسط  | منتشرشده در: بزرگان روانشناسی

جیمز رولند انجل (روان شناس امریکایی ) جنبش کارکرد گرایی را به صورت یک مکتب فکری کارامد در اورد . او بخش روان شناسی دانشگاه شیکاگو را به صورت با نفوذ ترین مرکز روز یعنی محل اصلی تربیت روان شناسان کارکردگرا دراورد .

 

 

 

انجل در یک خانواده ی دانشگاهی در ورمونت متولد شد پدر بزرگش رئیس دانشگاه براون در پراویدنس رود ایلند و پدرش ابتدا رئیس دانشگاه ورمونت و بعد رئیس دانشگاه میشیگان بود . انجل تحصیلات کارشناسی خود را در میشیگان گذراند که در انجا زیر نظر دیویی کتاب اصول روانشناسی جیمز را خواند . انجل گزارش می کند که این کتاب بیش از هر کتابی که خوانده بود بر تفکر او تاثیر گذاشت . یک سال با جیمز در هاروارد کار کرد و درجه کارشناسی ارشدش را در 1829 دریافت کرد .

وقتی با ناامیدی فهمید که وونت ان سال دانشجوی دیگری را در لایپزیک نمی پذیرد تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه هال المان ادامه داد . انجا درجه دکتری خود را دریافت نکرد رساله اش مشروط پذیرفته شد _ نیاز داشت که ان را به المانی بهتری بازنویسی کند _ اما برای این کار مجبور بود بدون هیچ منبع درامدی در هال بماند . او تصمیم گرفت به جای این کار شغلی را در دانشگاه مینه سوتا بپذیرد جایی که اگرچه حقوقش پایین بود بهتر از هیچ بود به ویژه برای مرد جوانی که مشتاق بود به چهار سال نامزدی خاتمه دهد و ازدواج کند اگرچه انجل هرگز دکتری نگرفت در اعطای درجه دکتری به بسیاری از افراد دیگر نقش عمده داشت ئدر جریان زندگی شغلی اش 23 درجه افتخاری دریافت کرد .

انجل پس از یکسال از مینه سوتا به دانشگاه شیکاگو رفت و مدت 25 سال در انجا ماند .

رئیس دانشگاه ییل شد و در انجا به توسعه موسسه روابط انسانی کمک کرد در 1906 به عنوان پانزدهمین رئیس انجمن روان شناسی امریکا برگزیده شد .

او سه مضمون اصلی جنبش کارکردگرایی را این گونه مطرح ساخت :

1 _ روان شناسی کارکردی برعکس روان شناسی عناصر ذهنی (ساختارگرایی ) روان شناسی عملیات ذهنی است . عنصرگرایی تیچنر هنوز نیرومند بود و انجل کارکردگرایی را در مخالفت مستقیم با ان ترغیب می کرد . به نظر تیچنر وظیفه ی کارکردگرایی این است که کشف کند که فرایند ذهنی چگونه عمل می کند چه چیزی انجام می دهد و تحت چه شرایطی رخ می دهد .

2_ روان شناسی کارکردی روان شناسی سودمندی های بنیادی هشیاری است در این روح سودگرایانه هشیاری به این صورت دیده می شود که به عنوان میانجی بین نیاز های موجود زنده و خواست های میحیطی ان عمل کند . ساختار ها و کارکرد های موجود زنده وجود دارند زیرا ان ها با امکان دادن به موجود زنده که با محیط خود سازگار شود ان را توانا ساخته اند که به حیات خود ادامه دهد . انجل باور داشت که چون هشیاری ادامه حیات داده است نیز باید خدمت اساسی به موجود زنده انجام داده باشد . کارکرد گرایی باید به طور دقیق کشف کند این خدمت نه فقط از لحاظ هشیاری بلکه از جهت فرایند های ذهنی مشخص تر مانند داوری و خواستن نیز بوده است .

3_ روان شناسی کارکردی روان شناسی روابط پسیکو فیزیک (ذهن / بدن ) است و به رابطه کلی موجود زنده با محیطش میپردازد . کارکرد گرایی تمام کارکرد های ذهن / بدن را برعهده می گیرد و به این باور است که هیچ تمایز واقعی بین ذهن و بدن وجود ندارد و ان هارا به صورت هستی ها یا جوهره های متفاوت تلقی نمی کند از یک ترتیب واحد پیروی می کند و انتقال ازیکی به دیگری به اسانی صورت می پذیرد .

بازدید 34 بار
آخرین ویرایش در جمعه, 02 آذر 1397 ساعت 13:34
حانیه جهان تیغ

کارشناس روانشناسی

محقق و پژوهشگر روانشناسی

وبگاه: Hanyeh@psydoc.ir
محتوای بیشتر در این بخش: « کورت کافکا ارنولد گزل »

نظرات کاربران

 هانیه : سایت بسیار جالبی دارید    images

 

    لاله : لطفا تحلیل روانشناسی فیلم عطر را بگذارید    images223

 

   مرجان : لطفا بخش پرسشنامه ها را افزایش دهید    images22

وب های مرتبط

همکاران فعال